.·´¯`·«(¯`·.SOOTEDELAN.·`¯)»·´¯`·.
سوته دلان
خیلی وقته اینجا مینویسم از یه ناراحتی کوچولو توی دوران نوجوانی شروع شد تازه داشتم به بلوغ میرسیدم خیلی چیزهارو بد میدونستم و خیلی چیزهارو خوب در صورتیکه وقتی پیش هم سنهام می گفتم همه بهم میخندیدند از یه دختر خوشم امد دیدم دوست رفیقمه بی خیالش شدم و برام اصلا مهم نبود تا اینکه رفیقم بهم گفت میخوای با مهسا رفیقت کنم گفتممگه رفیق تو نیست گفت خوب حالا میشه رفیق تو با هاش دوست شدم ولی بعد از یک ماه دیدم هنوز با رفیق خدم ارتباط داره منم خیلی ناراهت و دپرس شدم امدم اینترنت سال 84 بود توی یاهوو 4 ماه هی چت هی چت یا اینکه به بلوگفا بر خردم یه پیج از یکی از دوست هام امدماینجا نوشتم نوشتم نوشتم هرچی توی دلم بود هرچی فکرش رو می کردم تا اینکه یه دختری امد و گفت دوستدارم باهام دوست شد 1 سال باهاش از طریق نت دوست بودم تااینکه امد پبشم 3بار امد تهران پیشم و با هم دوست بودیم تا سر حد مرگ دوستش داشتم تا اینکه من رفتم کرمانشاه پیشش از همون موقع رفت با یکی دوست شد و زیر اب ما خورده شد. اون هم رفت تا یه مدت همه جا شده بود پریسا کارت اینترنت می خریدی اسمش پریسا بود با یکی تصادف میکردی یارو کرمانشاهی بود اسم استادت توی دانشگاه بیگی بود (فامیلی پریسا) تا اینکه عشق کوه زد بسرم چند ماه همش توی کوه بودم هی کوه هر روز کوه از 4 شنبه میرفتم کوه تا شنبه تا اینکه با یه پسری رفیق شدیم مارو برد پارک لاله عشق بدبینتون شدیم اونجا با یه دختری آشنا شدیم بهنام سارا ولی زیاد جدی نبود دوستیمون از طرف جفتمون فقط یدک کش اسم دوست بودیم برای هم تا اینکه موقع سربازی من شد و موقع رفتن همین سارا یه شعری رو برای من یادآور شد .........مگزار که یاد مارو طعم تلخ این حقیقت ببرد این حقیقت است که از دل برود هر انکه از دیده رود . ما رفتیم سربازی کجا؟ آباده شیراز برگشتیم دیدیم دوست دخترموت همون سارا با رفیق خدمون رفیق شده از ما هم بدشون میاد براممهم نبود چون هنوز به پریسا فکر میکردم یا یه دختری هم توی آموزشی دوست شدم که با رفیقم که اونهم سرباز بود رفیق شد و رفت .با جمشید موند با رفیق قدیمیش غم و با کامپیوترش و با خاطره پریسا تا اینکه یکی امد توی زندگیش فعلا جدی نیست ولی شما جدی بگیرین فقط اول اسمش رو میگم ((((س )))) حالا برامون دعا کنین تا پست بعدی خدانگهدار
| Design By : Night Skin |

